غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

105

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

و قال : تقوى اللّه خير ما ادخر للمعاد و الحياء افضل ما حلى به العباد . و قال ايضا : حق الرعية لازم للرعاة و قبيح للولاة . و قال : الاقبال على العبادة من علامات السعادة . و من كلامه ايضا : العدل يغنى عن جميع العساكر و يمنع ما تمنع الحصون . المستظهر بالله ابو العباس احمد بن مقتدى . به اخلاق كريمه موصوف و به جودت طبع معروف بود . خط خوب نوشتى و شعر نيكو گفتى . در جانب شرقى بغداد خندقى حفر نمود و بارو ساخت . از سخنان او است كه : ذخاير المرء لدنياه ذكر جميل و لآخرته ثواب جزيل . و قال : البذل من شيم الاكارم و الضنن من صفات الآثم . و من كلامه ايضا : الصبر على الشدائد ينتج الفوائد . و ايضا قال : ادب السائل من انفع الوسائل . بعد از فوت مستظهر ولدش المسترشد باللّه و الراشد باللّه جعفر بن مسترشد و المقتفى باللّه محمد بن مستظهر از عقب هم متقلد امر خطير سلطنت شدند . و مقتفى در ايام دولت خود فرمود تا جهت خانهء كعبه درى در غايت تكلف ترتيب نمودند و در قديم را به فرمان او از مكه به بغداد آوردند و براى او تابوت ساختند . و او در سنهء خمس و خمسين و خمس مائه فوت گشته اركان دولت ، او را در آن تابوت نهاده به خاك سپردند . المستنجد بالله يوسف بن محمد مقتفى . فراست تمام و كياست لاكلام داشت و اين حكايت كه ذكر مىشود مؤيد اين قول است : آورده‌اند كه شبى مستنجد با يكى از خواص كه نزديك به او خفته بود گفت كه آواز خايسكى از زير سقفى مسموع مىشود و در چنين وقتى بىضرورت در زير سقف اين حركت نكند ، غالبا قلابى است كه زر مىزند . و بعد از تأمل و انديشه آن شخص را گفت كه برو در فلان سراى توقف نماى و منتظر فتح الباب مىباش و چون در خانهء آن شخص بگشايند در رو و هركه را آنجا مىيابى با جنس و دراهم و دنانير پيش من آر . آن شخص به موجب فرموده عمل نمود . چون در سرا باز شد در رفت و صاحب بيت را با تنكجات